Thursday, August 7, 2008

صیانت از آزادی ممکن نیست مگر با آزادی

بخشی از سخنرانی امام موسی صدر که به مناسبت ترور كامل مروه روزنامه نگار لبنانی ایراد شده است. متن پیش رو از روزنامه الحیات به تاریخ 31/5/1966 مطابق با ۱۰ خرداد ۱۳۴۵ ترجمه شده است:
آزادی برترین ساز و كار فعال كردن همه توانایی ها و ظرفیت های انسانی است.
هیچ كس نمی تواند در جامعه محروم از آزادی خدمت كند، توانایی هایش را پویا و موهبت های الهی را بالنده سازد.
آزادی یعنی به رسمیت شناختن كرامت انسان و خوش گمانی نسبت به انسان؛ حال آنكه نبود آزادی یعنی بدگمانی نسبت به انسان و كاستن از كرامت او.
كسی می تواند آزادی را محدود كند كه به فطرت انسانی كافر باشد. فطرتی كه قرآن می فرماید: «فطرت الله التی فطرالناس علیها» فطرتی كه پیامبر باطنی و درونی انسان است.
آزادی حق روزنامه نگار است، كه جامعه اش باید به او پیشكش كند.
آزادی خدمتی است به روزنامه نگار تا كار خود را به انجام رساند و خدمتی است به جامعه تا همه چیز را بداند.
صیانت از آزادی ممكن نیست مگر با آزادی.
... برای آنكه نظر روزنامه نگار خیرخواهانه، صادقانه و بی شائبه باشد، بر جامعه است كه برای او آزادی را تامین و خاطر آسوده را تضمین كند، تا تحت تاثیر زرق و برق ها و انواع فشارها قرار نگیرد. با چنین تمهیداتی جامعه هم منتفع خواهد شد.
با چنین سازوكاری جامعه خود نیز خدمت می كند، نقش حقیقی خویش را ایفا می كند و از توان جهادگران خود بارور و بهره مند می شود.
به راستی كه آزادی والاترین شیوه برای شكوفا كردن قابلیت ها، ظرفیت ها و استعدادهای جامعه است و چنین حقی با آزادی ادا می شود.
برادران، روزنامه نگار نباید مورد اهانت و تحت فشار قرار گیرد، نباید به فقر و نداری بیفتد و نباید در معرض تهدید و ترور واقع شود.ترور بدترین و شكست خورده ترین روش برای نیل به هدف است، حال این هدف هرچه باشد.
پیامبر خدا می فرمود ایمان، خونریزی را مهار می كند. و نیز می فرمود مسلمان حیله گری نمی كند، دستاورد آن هرچه باشد.
مسلم بن عقیل در كوفه از ترور عبیدالله بن زیاد سر باز زد، هر چند می توانست دور از دسترس دیگران او را در خانه ای بكشد. مسلم از ترور روی می گرداند و با این كار مسئولیت های بسیار و نتایج ناگواری را كه یكی از آنها كشته شدن امام حسین بود، به جان می خرد.
هدف هر چند بزرگ باشد، نمی تواند توجیه گر ترور باشد.
فریبكاری و ناجوانمردی و ترور از دیدگاه دین در نظر وجدان و در منطق انسان جرم است.ترور بازتاب های خطرناكی در جامعه دارد كه ابعاد آن قابل محاسبه و پیش بینی نیست.
جامعه اسلامی دینی كه رسول نور و رحمت، منشاء خدمت و تعامل مثبت با مردم و پذیرای همه مسئولیت ها بود پس از ترورهایی كه دامان خلفای آن و در طلیعه همه، امام علیع را در محراب عبادت گرفت، رو به ضعف و سستی نهاد.
این ترورها سمت و سوی خلافت را از راه مستقیم منحرف ساخت. خلیفه در حریم های بسته جای گرفت و از دسترس مردم دور شد.
خلافت به سلطنتی وحشی و حكمران به مالك الرقاب تبدیل شد.بیت المال مسلمانان به خزانه حاكم و ارتش مدافع وطن به گارد شخصی امیرحاكم تغییر ماهیت داد.
ترور، حاكمان و رهبران را از دسترس مردم دور می كند، رهبران را به انزوا می راند و خیرخواهان جامعه را از مردم می گیرد.
در این فاصله گرفتن از جامعه خطری بنیادین نهفته است. زیرا حاكمان به طور مستقیم از وضع و حال مردم آگاه نمی شوند، شكایت های آنان را نمی شنوند، گم گشتگان جامعه هدایت نمی شوند و منحرفان به راه راست برگردانده نمی شوند.
زمامداران بیرون از متن جامعه در معرض تملق و چاپلوسی واقع می شوند و راه بر كسانی كه اشتباهات آنان را بكاوند و بنمایانند بسته می شود و به این طریق به انحراف، سركشی و استبداد سوق داده می شوند. این فاصله در دل های مردم تصوری وهم آلود و ابهام آمیز ایجاد می كند، به طوری كه مردم حاكمان را تافته ای جدا بافته می دانند و به آنان گمان بد برند یا از آنها بتی سازند كه به جای خدا پرستش شوند.
در هر دو حالت اعتماد عمومی از بین می رود، شهروندان تحقیر می شوند و محكوم و زیردست تلقی می شوند. حاكم سرور و ارباب به حساب می آید و در هر دو حالت انحراف پیش می آید.